خواجه نصير الدين الطوسي

111

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

بده تا ترا نيز منفعتى باشد . طفل گفت من هيچ ندارم مگر گربه‌اى . گفتم بيار تا ببرم و بفروشم ، و در عوض آن مرواريد خرم . طفل گربه بياورد ، با خود در كشتى بردم كه در كشتى بگربه احتياج « 1 » تمام باشد « 2 » . بسبب آنكه موش درو پديد مىآيد . و خوف باشد كه كشتى را سوراخ كند . و بندهاى او « 3 » ببرد ، و بارها سوراخ كند . بدين سبب گربه در كشتى دارند دفع موشان را . و چون موسم غوص بگذشت ، و آنچه ( بارى تعالى ) روزى مقدّر ( كرده ) « 4 » بود بدست آمد . از بضاعت آن طفل غافل بودم ، « تا روزى كه كشتى از مغاص بازخواست گشتن » « 5 » . غوّاص را گفتم يك كرّت فرورو تا مزد غوص « 6 » اين گربه به تو دهم ، كه اين « 7 » بضاعت طفلى است درويش . غوّاص فرورفت ، و يكى « 8 » صدف برآورد ، چون « 9 » بساحل دريا آمدم آن را بشكافتم . دانهء مرواريد « 10 » به وزن سه مثقال ، سفيد ، عيون ، مدحرج ، نجم ، خوشاب ، باطراوتى « 11 » بغايت كامل برون آمد . بدان تعجّب نمودم كه هرگز مثل آن نديده بودم و نه شنيده . و در آن « 12 » تاريخ خلفاء مصر را به تحصيل مرواريد رغبتى تمام بود . من روى بمصر آوردم ، چون آنجا رسيدم انواع مرواريد كه با من بود

--> ( 1 ) - ن ، ج : احتياجى ( 2 ) - ع : مىباشد ( 3 ) - م : او را ( 4 ) - ع : و آنچه روزى مقدر بود ( 5 ) - ع : تا روز آخر غوص ( 6 ) - ع : تا در عوض ( 7 ) - كلمهء ( اين ) در ن ، ج : است ( 8 ) - ع : و يك ( 9 ) - م : و چون ( 10 ) - ع : لؤلؤ - م : مرواريد بود ( 11 ) - م : باطراوتى تمام ( 12 ) - م : در آن .